چقدر اين لطيفی ماهه! برق  رفته بود ...چشم چشم رو نمی ديد اما مرتب می گفت بذارين اين نکته رو هم بگم حيفه....آخرش هم کلی عذر خواهی کرد واسه اينکه برق رفته بود...هر کی نمی دونست فکر می کرد تقصير اونه!

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

امروز فهميدم بهترين اتفاقی که می تونه تو جلسه ی دفاعيه ی يکی بيفته، اينه که آخراش برق بره! چون آدم می تونه هر چقدر که دلش می خواد شيرينی بخوره و همه نوع اش رو امتحان کنه!

/ 0 نظر / 2 بازدید