اما امروز.....
وقتی از اتاق بيرون اومدم ..متوجه شدم که خانواده به مشکل بزرگی برخورد کرده است...
همه اعضای خانواده بر سر تلفن بيچاره ريخته بودند تا صدای آن را زيادتر کنند....از آنجا که ما مهندسين برق با لوازم ديجيتالی آشناييم..اعلام کردم که اين کار را بر عهده من بگذارند.اما متاسفانه ابتدا با شعارهای زشتی چون..(برو بابا...)خواستند مانع اين کار شوند.اما بنده اعتماد به نفس خود را از دست نداده و به مطالعه data book پرداختم و سپس در مقابل چشمان حيرت زده سايرين با فشار يک کليد اين کار را انجام داده و خانواده ای را از نگرانی
بيرون آوردم..و بدين ترتيب آبروی از دست رفته خود را به عنوان يک مهندس برق از نوع مخابرات
بدست آوردم.4.gif
نتايج اخلاقی:
۱-هر گردی اگر از خواجه نصير باشد ..حتما گردوست.
۲-آبروی هرکس دست خودشه...می تونه ببره... می تونه بخره
۳-مهندسين برق هيچگاه نبايد اعتماد به نفسشان را از دست بدهند

/ 2 نظر / 2 بازدید
آیدین

از هردوی این ماجراها، باهم. می شه نتیجه گرفت که تو یه مخابراتی هستی و نه چیز دیگه.

reyhaneye gol

azize delam aberuye rikhtaro nemishe jam kard.dar sani baba zange telfono bache 2 sale ham mitune ziad kone