بی دليل

امروز می خواستم هيچی ننويسم ...اما دلم نيومد....به دو علت :
۱-وقتی فکرش و می کردم که دوستای خوبم می آن و می بينن که واسه امروز هيچی ننوشتم ...می خوره تو ذوقشون...4.gif(آخر خود تحويل گيری که می گن همينه...يه وقت چيز ديگه ای رو به اين اسم بهتون غالب نکنن!!!)
۲-نا سلامتی امشب شب يلدا ه و حيف از اين شب يادی نشه..گر چه شب يلدا هم شب يلدا های قديم....
۳-دليل ديگه اينکه...اين چند روز هوا خيلی محشر بود و من کم ازش حرف زدم....وااااااای خواجه نصير ديدنيه و از اون ديدنی تر ....شهرک ما است.....(الان می دونم يکی داره از دستم حرص می خوره....آخه اون هميشه عقيده داره من بی اندازه از اين دو جا تعريف می کنم ....خوب خودتون بياين ببينين....باور می کنيد که حق با منه)
مثل اينکه ۲ دليل بايد می گفتم7.gif

/ 4 نظر / 2 بازدید
خالی

اين چه وضعشه؟ اين نوشته های مهسا کلی وقتمونو هدر ميده بس نيست مجبوريم کلی هم وقت سر خوندن نظرات ديگران حروم کنيم. مشکل اينجاس که مهسا چيزی اضافه کنه زود ديده ميشه ولی نظرات ديگرانو مجبوری هر روز بری همه قبليها رو دوباره چک کنی. ۲ تا نمونش: ۱- در مورد مطلب <تکرار> ۵شنبه دفعه آخری که من نظرات ديگرانو ديدم ۴ تا بود ولی امروز ديدم ۸ تاس و منم کردمش ۹ تا. ۲- خود من هم که بعد از يک هفته تازه رفتم برای اولين مطلب مهسا نظر دادم. من يه پيشنهاد دارم ميگم نظرات ديگرانو بذاريم روی صفحه اصلی و حرفای مهسا رو بذاريم او پشت. !!!

نام

استقبال می‌کنيم!

آیدین

ببين! من هردوی اين جاهايی رو که گفتی ديدم. حداقل خواجه نصيرو دارم صبح و ظهر و شب (روزی سه وعده) می بينم. درسته که قشنگن ولی قبول کن که به اين شدتم نيست.

بهار

خیلی هم خوبه نوشته هاش!