خيلي حس بديه که صبح از خواب بيدار شي و يادت بيفته دوستي که بعد از مدتها ، ديدن  دوباره اش تمام خاطرات شيرين اون روزها رو برات زنده کرد و لحظه هاي قشنگ ديگه اي رو توي ذهنت به يادگار گذاشت....الان توي هواپيما است و داره بر مي گرده، و تو  ديشب نتونستي بري به ديدن اش و حتي نمي دوني دفعه ديگه اي که مي بيني اش چقدر با امروز فاصله داره؟ .... يک ماه؟ يک سال ؟ بيشتر از اين حرفها؟! نميدوني!!
هر وقت کسي از اون ور مي آد.... هر وقت کسي از اين ور مي ره.....هر وقت به فکر رفتن مي افتيم....بي اختيار اين جمله  توي ذهنم مي پيچه...که عجب ملت دربدري هستيم!!
و وقتي مي بينم که خيلي ها هستن که براي اين دربدري لحظه شماري مي کنن بي اختيار احساس بدبختي مي کنم. به اين فکر مي کنم که کاش...اي کاش جايي که به دنيا اومدم...جايي که به زبان مادري ام حرف مي زنم....جايي که اسم "وطن من" روش حک شده، ذره اي، فقط ذره اي آرامش داشتم ، ذره اي مي تونستم تحمل اش کنم تا براي هميشه...براي هميشه فکر لعنتي رفتن رو از ذهنم بيرون کنم.
بعد باز فکر مي کنم فکر مي کنم . من چي مي خوام ؟ من که کعبه آمال نمي خوام. من که مي دونم هر جايي مشکلات خاص خودش رو داره . من که زندگي رو منطقي تر از اين حرفها مي بينم...و با خودم مي گم مگه من چي مي خوام؟؟ اينکه خودم باشم...اون چيزي که دوست دارم بپوشم با اون رنگي که دوست دارم...اينکه وقتي رانندگي مي کنم اينقدر اعصابم خرد نشه...اينکه وقتي يه کار اداري دارم اينقدر خرد نشم...اينقدر بي احترامي رو مجبور نباشم تحمل کنم.... اينکه بتونم 1 ساعت ...نه! فقط چند دقيقه با مردم ام شاد باشم...اينکه بتونم شاد زندگي کنم...شاد فکر کنم....اينکه خود خودم باشم واقعا چيز هاي زيادي هستن؟؟ پس چرا 25 سال نتونستم پيداشون کنم؟؟ اينکه يه آدم بخواد خودش باشه مگه کم ارزش ترين چيزي نيست که يه نفر بتونه داشته باشه؟؟ پس چرا ندارم؟ .....و همين طور فکر ها مي پيچه ... مي پيچه.........و باز فکر رفتن قوت مي گيره... و مي فهمم که من هم براي دربدر شدن لحظه شماري مي کنم !!!
 
/ 4 نظر / 3 بازدید
سارا

سلام مهسا جان ازينكه ميبينم اين همه دردها و رنجيدن ها و حسرتامون شبيه همه هم خوشحال ميشم و هم ناراحت. هر روز اين حرفا رو از زبون جووناي اطرافم ميشنوم و تو وبلاگ دوستان ديروز مثل شما ميخونم و دلم ميسوزه به حال كشوري كه اينقدر راحت داره "آدماشو" از دست ميده.

حامد

سلام من نظر خاصی در مورد شما ندارم می خوام با شما حرف بزنم بی

حامد

حرفات منطقی هست ولی واقعا اين مشکلات فقط تو کشور ما هست؟ یا فقط ما آدم باهوش داریم؟ پس چرا ما اينقد دوست داريم کوچ کنيم؟ هميشه يه جا هست که بهتر از جاهای ديگه است. آره قبول دارم خیلی جیزا اينجا خيلی بهتره و حتی به خيلی کشورهای ديگه هم برا تحصيل ترجيح ميدم پس اینجام فعلا. ولی اگه همه ایرانیها کوچ کنن که ... به نظرم يه چيزی ميلنگه.