تعطیلات .....پر!

امسال برای اولین بار در مراسم" 12 به در "رامین اینا شرکت داشتیم. کلی برام جالب بود و البته کلی هم خوش گذشت. رامین هر چی می گفت که 12 به در کلی شلوغه و یه عالمه از آدما 12 به در دارن، من باورم نمی شد...اما راست راستی شلوغ بود. هوا هم کمی سرد بود اما در عوض مثل 13 به در بارونی نبود.
13به در هم که ما اصولا در شهرک خودمون هستیم. امسال خوشبختانه انتظامات شهرک سخت گیری بیشتری روی افراد داشت و در نتیجه از خارج از شهرک ، کسی که غیر ساکن باشه و غیر مهمون اجازه نداشت بیاد داخل. در نتیجه شلوغی کمتر بود و ما خوشحال بودیم که فضای سبز شهرک خراب نمی شه. البته همون جمعیت موجود هم با اومدن بارون به طرز خنده داری متفرق شدن و به خونه میزبان ها هجوم بردن. ما هم از توی بالکن به فرار کردن آدما از بارون و اینکه قابلمه به دست و سینی به سر می دویدن ، کلی خندیدیم.
ساعت 8 شب وقتی دیدیم بارون خیال قطع شدن نداره 5 تایی با یه هندونه و زیر انداز و 5 تا چتر زدیم بیرون تا حداقل هندونه مون رو بیرون بخوریم و 13 رو در کنیم . کلی خوش گذشت، کلی خندیدیم و کلی هم خیس شدیم و لرزیدیم. سبزه هامون رو هم با آرزوهامون گره زدیم و رها کردیم تا برن به سرزمینی که آرزوها برآورده می شن.
تعطیلات خوبی بود. امیدوارم سال خوبی هم باشه.
خداحافظ عید 86.
راستی امسال جای خیلی ها پیش ما خالی بود. اینکه سال دیگه جای چند نفر خالی باشه خدا می دونه.کی می دونه عید سال دیگه کجاست و در چه حال و چه وضعیتیه؟ هیچکس. و ما فقط امیدواریم به اینکه، سال دیگه هر کسی در هر جا و هر حال و هر وضعیتی هست خوش باشه و اگه در کنار هم نبودیم قلب هامون مثل امسال کنار هم باشه. خدا کنه!
/ 4 نظر / 7 بازدید
ملقب به عسل

خووندن ِ وبلاگت يه لبخند ِ مليح به لبم نشوند ! اگه گفتی چرا ؟!

حامد

ساعت هشت شب هندونه تو فضای آزاد زیر بارون. چه حالی ميده! راستی اينجا هم همه ايرانی ها ۱۲ رو بدر کردن. آخه يکشنبه بود. شايد سال ديگه ۱۵ رو در کنن!

خودم

براي عسل: نمي دونم چرا . حتما آدمي هستيد که خيلي مليح لبخند مي زنيد. براي حامد: پس سنت رامين اينا امسال جهاني بوده (;